خب بعد از مدتها اومدم ..........

واسه این اومدنم هم دارم بهای بزرگی میدم....

اونم اینه که از خواب ناز و قشنگم زدم.........ولی چه میشه کرد.....

اونقدر دوستای گل اینجا زیادن که آدم چه بخواد چه نخواد نمک گیر میشه و باید بیاد.............

دلم خیلی تنگ شده بود واسه اینکه خودم بشینم پشت کامپیوترم و با هر 10 تا انگشتام دکمه های کیبورد رو با هر کلمه از حرفایی که از ته دلم......از دلتنگیام......میگم لمس کنن.......

نمیدونم از چی بگم.......از کجا بگم......راستش اونقدر ذوق زدم که زبونم بند اومده که چی بنویسم......فقط در یک جمله میتونم بگم.....

                      دلم واسه همتون تنگیده

آره این همون چیزی بودکه میخواستم بگم........این مدت اونقدر سرم با کتابام گرم بود که یه جورایی ابراز احساسات یادم رفته.......

فک کنم بعد از کنکور بشم از سنگ......(زبونتو گاز بگیر دختر...این حرفا چیه میزنی؟؟؟)

خب دیگه باید برم........فقط میخوام قبلش یعنی تو یه پست دیگه یکی از شعرایی رو که عاشقش هستمو بذارمو برم......البته من عاشق یه شعر دیگم ولی چون زیاده و من حوصله ندارم همین کافیه.....

از همتونم به خاطر لطف بی اندازتون نسبت به من کمال تشکر رو دارم.......

به قول آقا هومن ایشاا....دانشجو شدم هر روز میام پیشتون و جبران میکنم.....

از همین جا از آهسته بیا عزیزم ممنونم که بااینکه نیستم ولی اون همیشه هست و میادو تنهام نمیذاره....

از آقا هومنم تشکر میکنم که عین یه داداش گل میمونه واسم....

از (راستش حالا اسمش یادم نیست فقط اسم وبش رو میگم)show هم تشکر میکنم که اونم منو شرمنده میکنه و همیشه میاد...از اینکه دیر آپ میکنم و اونم همش گله داره هم ازش عذر میخوام

از کلبه ی تنهایی هم ممنونم .......

خلاصه از همتون چه اونایی که نوشتم چه اونایی که ننوشتم ممنونم......اونم در حد المپیک......حالا خودت حساب کن....

قربون تک تکتون.......


دسته ها :
X